حبيب الله الهاشمي الخوئي
124
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة
في الآخرة وانقطاعه بكليّته عن الدّنيا الفانية ، فلم يكن يستحلّ منهم ما يستحلّ ساير الملوك من رعيّتهم من القتل والتّعذيب الموجبين للإثم والمعصية المستلزمين لفساد الدّين والسّخط في الآخرة . ثمّ دعى عليه السّلام عليهم بقوله ( اضرع اللَّه خدودكم ) وهو كناية عن ذلَّة النّفس والاستكانة وبقوله ( واتعس جدودكم ) وهو كناية عن الخسران والخيبة . ثمّ نبّههم على علَّة استحقاقهم للدّعاء بقوله ( لا تعرفون الحقّ كمعرفتكم الباطل ) أراد به جهلهم بما يلزم عليهم من القيام بوظايف التّكاليف الشّرعية والاحكام الإلهية واشتغالهم بالأمور الدّنيوية الباطلة ( ولا تبطلون الباطل كابطالكم الحقّ ) أراد به عدم ابطالهم للمنكر كابطالهم للمعروف . الترجمة از جمله كلام آن حضرتست در مذمت أصحاب خود : چقدر مدارا كنم با شما چنانكه مدارا كنند با شترانى كه كوفناك باشد كوهان ايشان ، وهم چنانكه مدارا كنند با لباسهاى كهنه پاره پاره بمرتبهء كه هر وقت دوخته شود از جانبي دريده مىشود از جانب ديگر هر وقت كه مشرف شود بر شما دستهء لشكرى از لشكرهاى أهل شام مىبندد هر مردى از شما در خانهء خود از ترس ودر آيد در سوراخ همچو در آمدن سوسمار در سوراخ خود وهمچو در آمدن كفتار در خانه خود . بخدا سوگند كه ذليل آن كسى است كه شما ناصر آن شده باشيد ، وكسى كه تير اندازد با شما به دشمنان پس بتحقيق كه مىاندازد بتير سوفار شكستهء بىپيكان قسم بخدا كه بدرستى شما هر آينه بسياريد در عرصها واندكيد در زير علمها ، وبدرستى من دانا هستم بچيزى كه اصلاح نمايد شما را وراست گرداند كجى شما را وليكن من بخدا سوگند نمىبينم اصلاح شما را با فساد نفس خود . خوار گرداند خدا رخسارهاى شما را ، وتباه گرداند نصيبهاى شما را ، نمي شناسيد شما حق كامل را چنانچه مىشناسيد باطل را ، وباطل نميگردانيد باطل را